مرتضى مطهرى

90

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تعريف كرده‌اند ، ولى شيخ به همان دليل كه قبلًا اشاره شد كه ادراك تنها كافى نيست زيرا انسان گاهى تصور مىكند محبوب خود را مثل آدم گرسنه كه تصور خوردنى مىكند و همچنين گاهى انسان تصور مىكند امر منافى را مثل اينكه تصور مىكند نيش عقرب را ولى نه در تصور لذت خوردن ، لذت خوردن در عضو ذائقه پيدا مىشود و نه در تصور الم ، عضوى از اعضا به درد مىآيد ، و از اين جهت بود كه شيخ از اين تعريف عدول كرده و بر كلمهء « ادراك » كلمهء « نيل » را نيز اضافه كرده است . و قد يختلف الخير و الشرّ بحسب القياس ، فالشىء الذى هو عند الشهوة خير هو مثل المطعم الملائم و الملبس الملائم ، و الذى هو عند الغضب خير فهو الغلبة ، و الذى هو عند العقل خير فتارة و باعتبار هو الحق و تارة و باعتبار فالجميل ، و من العقليات نيل الشكر و وفور المدح و الحمد و الكرامة ، و بالجملة فانّ همم ذوى العقول فى ذلك مختلفة . گاهى خير و شر نسبت به اشياء ، مختلف مىشوند ، مثلًا چيزى كه نسبت به قوهء شهويه خير است غذاهاى مناسب و جامه‌هاى مناسب است ، و چيزى كه نسبت به قوهء غضبيه خير است غلبه و پيروزى است ، و چيزى كه نسبت به قوهء عقليه خير است گاهى و از نظرى حق است و گاهى و از نظرى ديگر جميل است ؛ و از جملهء خيرات عقليه ، مورد شكر و ستايش و سپاسگزارى و احترام واقع شدن است . اجمال مطلب اينكه همتهاى صاحبان عقل در اين امور با يكديگر اختلاف دارند . شرح : قبلًا هر يك از « لذّت » و « الم » اينطور تعريف شد كه يك نوع ادراكى و نيلى مىباشند كه از وصول به چيزى كه نسبت به ادراك كننده خير و كمال است يا شرّ و آفت است پيدا مىشود . تلويحا از همين تعريف فهميده مىشود كه هر يك از « خير » و « شر » كه در تعريف « لذت » و « الم » واقع شده‌اند نسبى مىباشند يعنى ممكن است كه يك چيزى نسبت به يك مدرك ، خير و يا شر باشد و نسبت به مدرك ديگر اينچنين نباشد . مثالى كه شيخ ذكر مىكند اين است : اشيائى كه نسبت به قوّهء شهويّه خير هستند غير از اشيائى مىباشند كه نسبت به قوّهء غضبيّه خيرند و هر دوى اينها غير از امورى هستند كه نسبت به قوّهء عاقله خير مىباشند . مىگويد :